دادرسى زن مظلوم توسط حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام که از ترس شوهرش جرأت نداشت به منزل برگردد!
یکی از اموز شایع کتک زدن و آزار و اذیت زنان است در حالی که نصوص زیادی در نهی از این عمل وارد شده است. این روایات همه در زمانی بیان شده که خشونت علیه زنان از توهین و فحاشی گرفته تا ضرب و جرح و حتی قتل رواج داشت و اسلام آنها را تحریم و مستوجب مجازات فقهی و قضایی در دنیا و عذاب آخرت دانست. از جمله اینکه از نبی اکرم صلی الله علیه وآله نقل شده که فرمود: «اَخْبَرنی اَخی جِبْرِئیلَ وَ لَمْ یَزَلْ یُوصینی بِالنِّساءِ حَتَّی ظَنَنْتُ اَنْ لا یَحِلَّ لِزَوْجِها اَنْ یَقُولَ لَها اُفٍّ»؛
«جبرئیل به من خبر داد و آنقدر سفارش زنان را میکرد که گمان کردم برای شوهر جایز نیست یک اف به همسرش بگوید». (مستدرکالوسائل، ج 14، ص 252).
امیرالمؤمنین علیه السلام هم در این باره میفرماید:
زنان به نزد مردان به امانت گذارده میشوند. مالک نفع و ضرر خودشان نیستند. آنها نزد شما امانتهای خدا هستند. آزارشان نرسانید و بر آنها سخت نگیرید.
(مستدرک الوسائل، ج 2، ص 551).
در ادامه به یک واقعه ای اشاره می شود که حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام از یک زن بی دفاع که مورد ستم همسرش واقع شده بود دفاع کرده و وی را امر به معروف و نهی از منکر می نمایند.
سعد بن قیس همدانى گوید: در زمان خلافت امیر المؤ منین علیه السلام روزى او را در کنار دیوارى دیدم. عرض کردم: اى امیر مومنان چرا در این هنگام (که هوا گرم و زمان استراحت است) بیرون آمدى؟
حضرت فرمود: بیرون نیامدم مگر اینکه مظلومى را یارى دهم یا به فریاد داد خواهى رسیدگى کنم در این هنگام بود که زنى به سوى او آمد که ترس و وحشت او راگرفته بود و نمى دانست به کجا مراجعه کند. نزد امام علیه السلام ایستاد و گفت: اى امیر مؤ منان! همسرم به من ستم و تعدى کرده و قسم یاد کرده است که مرا کتک زند. شما با من بیا و ما را صلح ده.
حضرت سرش را پائین انداخت و پس از لحظه اى سر بلند کرد و فرمود: نه و اللّه مى روم تا اینکه مظلوم حقش را با صراحت و قاطعیت بگیرم. منزلت کجاست؟
آن زن گفت: فلان جاست.
امام علیه السلام با او حرکت کرد تا به منزلش رسیدند. زن گفت: اینجا خانه ماست.
حضرت کنار درب منزل ایستاد و بر اهل خانه سلام کرد. در این هنگام جوانى که پیراهن بلند و رنگارنگ پوشیده بود از خانه بیرون آمد.
امام علیه السلام به او فرمود: از خدا بترس و تقوا پیشه کن، تو همسر خودت را ترسانده اى؟
جوان گفت: مسائل خانوادگى ما چه ربطى به شما دارد؟ به خدا سوگند او را بخاطر سخن تو به آتش مى کشم.
امام علیه السلام همواره شمشیر خود را به همراه داشت. در این هنگام که جوان گستاخى کرد ضربه شمشیر حضرت را احساس کرد. آنگاه به او فرمود:
من به تو امر به معروف نهى از منکر مى کنم و تو رد مى کنى؟ همین آلان توبه کن و گرنه تو را خواهم کشت.
مردم به خدمت حضرت رسیدند و اطراف او جمع شدند.
جوان جسور که طرف خود را شناخته و وحشت زده شده بود عرض کرد: یا امیر المؤ منین! مرا ببخش خداوند تو را مورد بخشش خود قرار دهد. به خدا سوگند فرش زمین خواهم شد تا همسرم پا بر روى من گذارد.
در اینجا بود که امام علیه السلام به همسرش فرمود: به منزل وارد شود و شوهر دارى کند و با خود این آیه را تلاوت مى کرد:
لاَّ خَیْرَ فِی کَثِیرٍ مِّن نَّجْوَاهُمْ إِلاَّ مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلاَحٍ بَیْنَ النَّاسِ (سوره: النساء آیه: ۱۱۴)
خیر در سخنان آنان نیست مگر کسى که امر به صدقه یا کار خیرى کند یا بین مردم را اصلاح نماید.
حمد خدائى را که بوسیله من بین زن و مردى را اصلاح کرد.
منبع: محجة البیضاء، ج ۴، ۳۶۴. به نقل کتاب قصههای تربیتی چهارده معصوم
دانلود کتاب قصه های تربیتی چهارده معصوم ( علیهم السلام )
- سه شنبه ۳۱ شهریور ۹۴
- ۱۱:۲۸
- ۱۵۸۱
- ۱